ـ باز چی شده؟ اینارو چرا پرت میکنی وسط خونه؟
ـ آخه این عروسک چیه واسم خریدی؟ همه مسخرم میکنن
ـ غلط میکنن مسخرت میکنن.عروسک به این خوشگلی. چشه؟ ببین چه گیس بافای خوشگلی داره.دماغشو نگا،قد تربچه.ببین همش داره میخنده.دامنشو نگا.سبز ِ سیاه ِ خال خالی مثّه گاو عمو گل باقالی.
ـ نخیرم. اصلا چرا از اون عروسک باربیا که شمیم داشت واسم نگرفتی؟ دیگه هیچکی از این عروسکا نداره.
ـ ببین وقتی بغلش میکنی چقدر نرمه.تو میتونی عروسک شمیمو اینجوری بغل کنی؟ یا وقتی باهاش قهر کردی بندازش زمین و هیچیش نشه؟پیراهنه قرمزشو ! مثل همون بلوزیه که واست خریدم.
ـ آره همونی که هر وقت میپوشم همه مسخرم میکنن.بلوز یقه پف پفی با سر آستین پرپری.تو هر چی خودت دوست داری برام میخری.نمیخوام نمیخوام نمیخوااااااام !
ـ اِ اِ اِ .چرا پرتش کردی زیر میز.بچه بی ادب. همین الان برو تو اتاقت.
ـ میرم میرم میرم.اونم مال خودت.
ـ چه خبرته.یواش.درو کندی.ببین، ببین چیکارش کرده.زمونه ما بچه ها آرزشون بود یکی از اینا داشته باشن.نازی .نازی.گریه نکن عزیزم...عروسک من،قرمز پوشیده تو رختخواب مخملش آروم خوابیده.عروسک من چشماتو وا کن وقتی که شب شد، اونوقت لالا کن........
