تبليغاتX
CUD - هرز نوشته ها
۱- به بازی می گیرد دست غارتگر باد، شرابه موهای سیاهش را در میان نوارهای طلایی،آبی،قرمز و سبز آویخته که روی پوست سرخ و نازکش روانند.گوشه ی چین دامن بلندش به نوک انگشتان شصت و سبابه ی دست چپ و سر و گردن به همان سو متمایل.لبخند لبان شرار انگیزش موزون و متقارن نشسته بر پهنای صورت گردش و خالی سیاه بالای لبش سمت چپ که فقط هست برای نشان دادن سفیدی پوستش.و چشم ها، مستانه خمارند در پناه ابرو های کمانی.

۲- و آنگاه که از درگاه تو برگشتم نه در اندیشه ی وسوسه ی انسان بودم و نه در اندیشه ی نافرمانی ات.بلکه چنان از خوب بودن متنفر گشتم که عرش کبریایی ات با آن همه وسعت و عظمت و جاه و جلال، مرا سخت در خود می فشرد.آنگاه بود که تو به پاس آن همه عبادت، انسان را برایم خلق کردی.پیامبرانت و آن معدودی که به ظاهر سر به فرمانم نبردند، جز فریبی برای انگیزه ی تلاش بشر برای خوبی نبود.و اگر اینک جهانی که به من صله کردی هنوز نشانی از تو دارد، نه از سر نتیجه ی تلاش نوع انسان، که از خواست من برای سپاس ایزدمنان است.

۳- در اندیشه ام درختی می بینم نشسته بر تپه ای سبزه هایش به زردی میزند.درخت شاخ گسترده و سایه انداخته بر پیرامونش.خورشید است که کم کم سرخ می شود و فروکش می کند پشت درخت .زیباست.اما این تصویر با هجو خشونت،فقر و نکبت،حماقت و دور دستی سعادت، لبخندی تمسخرآمیز بر لبانم می نشاند.سعادت برای ما همین قاب است. ولی برای یک پیرمرد، تکیه دادن به درخت و زل زدن به دورترین منظره است.و برای یک زوج جوان ، بوسه بازی های پر اضطراب و ترس از نگاهی در اطراف.وبرای یک دختر بچه نشستن روی تاب آویزان از درخت.ولی برای همه،من،شما،پیرمرد،دخترک و زوج جوان، سعادت همان تصویریست که هر روز گرد و غبار از رویش می تکانیم.نه.این هم حتی اشتباه است.سعادت جرات است.جرات پا گذاشتن به قاب.

۴- به نگاه دو چشم در چشمانش.همراه با آهی که انگار روحش را از بدن با خود به خارج می برد، آغاز می شود.پیاده رو، تنگ و پر.تنها دو چشمی که خیره است به کف استاده،که نه.نشسته بر دل مسیر.تلاطم است و همهمه.پیاده رو تاب آن همه را ندارد.دست دو چشم کفگیر شده جلوی جوب آدم.همراه با زمزمه ای که می خراشد روح.انگار که می خواهد نقب بزند بر آن یا شاید بترکاند دمله های چرکی اش را.اما مردم تا ارتفاع یک متری کورند.آنچه دیده می شود کپل های لرزان است و بس.

+ نوشته شده توسط علی یوسفی در 88/01/10 و ساعت |